تبليغاتX
دانشجو : فکر, اندیشه و نوآوری

می گویند جوانی جویای نام که در بار خسرو انوشیروان خدمت می کرد. از این که بزرگمهر حکیم تا آن اندازه مورد احترام پادشاه ساسانی و سایر بزرگان دولت و ملت است بر وی حسد می ورزید . همین جوان روزی گفته بود نمی داند چرا بزرگمهر که پیری فرتوت است و در راه رفتن و حتی سخن گفتن سست و ناتوان می باشد ، آن قدر مورد احترام و تکریم بزرگان است ، ولی او که خود را بمراتب با هوش تر و چالاک تر از بزرگمهر می دانست هنوز مورد توجه و بزرگداشت کسی واقع نشده است .

این سخن خام و نسنجیده و غرض آلود به گوش پادشاه رسید . شهریار ساسانی برای اینکه به این جوان با استعداد ولی حسود درس شایسته ای بدهد ، یک روز او و بزرگمهر حکیم را پیش خود فراخواند و به آنها گفت : « شنیده ام امروز یک کشتی به بندرگاه ما وارد شده است . از شما هر یک می خواهم بطور جداگانه در این باره تحقیق کرده ، نتیجه بررسی خود را به ما گزارش کنید »

هنوز بزرگمهر از کرنش و تعظیم به حضور شاه فارغ نشده بود که مدعی جوان به سرعت برق راهی بندرگاه شد و دیری نگذشت که شتابان و نفس زنان به در بار بازگشت و به انوشیروان عرضه داشت که کشتی مورد نظر او فوق العاده بزرگ بوده ، از هندوستان به ایران آمده است . شاه پرسید محموله کشتی چیست ؟ جوان که فکر این سوال را از پیش نکرده بود پاسخ داد همین الان تحقیق کرده به عرض خواهم رساند و به سرعت راهی بندرگاه شد . برای دومین بار که جوان به در بار وارد شد در پاسخ سوال قبلی شاه گفت که محموله از انواع ادویه است . شاه پرسید چه ادویه ای و از هرکدام چقدر ؟ جوان ناچار برای سومین بار با شتاب راه بندرگاه را در پیش گرفت .
به هنگام بازگشت در حالی که از نفس افتاده و خسته و بی رمق شده بود ، بزرگمهر نیز همراه او به آستانه در بار رسید و پس از کسب اجازه از محضر شاه در مقام سخن بر آمد و گفت : قبله عالم به سلامت باد ! این کشتی به نام ... در تاریخ ... از بندر ... در هندوستان عازم آب های ایران شده و فهرست محموله آن از این قرار است : ( در اینجا فهرست کامل و دقیقی از انواع ادویه و سایر کالاهایی که محموله کشتی را تشکیل می داد بر شمرد . ) سپس ادامه داد که قرار است این کشتی تا دو هفته دیگر در بندرگاه بماند و آنگاه با بارگیری چند قلم از فراورده های صادراتی ایران متعلق به چند تاجر معروف ( و همه را به اسم و رسم معرفی کرد ) به سوی هندوستان باز گردد . معلوم بود از گزارش بزرگمهر و نتیجه درس مورد نظر خود بسیار خرسند و خشنود شده است ، رو به جوان کرد و گفت « حالا دانستی که چرا وزیر دانا و با تدبیر ، تا این اندازه مورد احترام و تکریم ماست ؟! »

نوشته شده توسط زهرا اسلامی در دوشنبه 30 دی1387 ساعت 17:45 | لینک ثابت |